مرتضى مطهرى
893
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
برعكس ، فقرا ، ضعفا ، مستضعفين ، گروه موافقين را تشكيل مىدهند . هميشه دعوت انبيا را اين گروه مىپذيرند و آن گروه نفى و طرد مىكنند . تا اين حد ، يك مقدار بيان سادهاى است كه انبيا طرفدارانشان ضعفا و فقرا و مظلومها و محرومها و مستضعفها هستند و مخالفينشان نقطه مقابلهاى اينها ، اغنيا و مترفين و ملأ . انصاف اين است كه در قرآن هم اين مطلب خيلى به چشم مىخورد منتها بايد مقدارى بيشتر دقت كرد . تا حدودى حرف درستى است ولى بايد دقيقاً اين را تحليل كرد و ديد كه به چه شكلى است . در مورد خاستگاه مذهب مىدانيم كه نظريات مختلفى هست . مقصود از خاستگاه مذهب دو مطلب است . يكى اين كه خاستگاه خود مذهب چيست ؟ ديگر اينكه خاستگاه حمايت از مذهب در ميان مردم چيست ؟ اولًا چه چيزى سبب مىشود كه مذهب پيدا بشود ، روى چه حسابى و به چه انگيزهاى مذهب پيدا مىشود ؟ و ثانياً حاميها كه حمايت مىكنند به چه انگيزهاى از مذهب حمايت مىكنند ؟ ما حالا نظر خود مذهب را در اين موضوع كار نداريم ، آن نظرى است كه بعد ذكر مىكنيم . آنهايى كه خودشان طرفدار مذهب نيستند و مذهب را يك پديدهء اجتماعى مثل همهء پديدهها مىدانند نه يك امر الهى كه از يك افق ما فوق براى نجات و هدايت بشر آمده است ، آنهايى كه صرفاً تحليل اجتماعى مىكنند و همان تحليلهاى اجتماعى را براى اين موضوع كافى مىدانند [ چه مىگويند ؟ ] همچنين دربارهء آن عللى كه در گذشته مىگفتند بحث نمىكنيم كه خاستگاه مذهب جهل يا ترس و يا چيز ديگر است ، كه خاستگاههاى روانى برايش ذكر مىكنند . نظر آنهايى كه خاستگاه اجتماعى برايش ذكر مىكنند چيست ؟ خاستگاه مذهب از نظر ماترياليستها ماترياليستها مخصوصاً ماركسيستها براى مذهب خاستگاه مادى آن هم اقتصادى و آن هم طبقاتى قائل هستند ، يعنى معتقدند كه بعد از آنكه جامعه به دو گروه بهره كش و بهره ده تقسيم شد ، مذهب يكى از متدهايى است كه گروه بهره كش براى تثبيت وضع خودش اختراع كرده است . پس ، از نظر اينها خاستگاه مذهب خاستگاه طبقاتى است يعنى مذهب ماهيت مادى و علت اجتماعى مادى دارد و خاستگاهش هم طبقهء سركش و بهره كش و استثمارگر و استضعافگر است . اتفاقاً در ميان مخالفين مذهب و در ميان خود ماديين نظريهء مخالف وجود دارد كه آنها هم به مذهب رنگ طبقاتى و رنگ « منافعى » مىدهند ولى مىگويند مذهب خاستگاهش همان طبقهء